|

|

آخرين وضع بيماري آنفلوانزاي خوكي در دنيا
خبرگزاري فارس: عضو كميته كشوري آنفلوانزا در وزارت بهداشت گفت: تا صبح امروز 6 هزار و 497 نفر در 34 كشور دنيا به بيماري آنفلوانزاي خوكي مبتلا شده و 65 نفر به همين علت جان خود را از دست دادند.
حسين حاتمي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس، درباره شيوع جهاني بيماري آنفلوانزاي خوكي توضيح داد: موارد انساني قطعي تا تاريخ 25/2/1387 جهانگيري آنفلوآنزاي(H1N1) تا صبح روز جمعه مورخ 25/2/1388 در 34 كشور از چهار قاره جهان گسترش يافته و 6497 مورد قطعي با 65 مورد مرگ مستند به جواب آزمايشگاه و دهها مورد مشكوك و محتمل، به بار آورده كه موارد قطعي بيماري شامل ايالات متحده، 33 هزار و 523 نفر، مكزيك 2 هزار و 446نفر، كانادا 389 نفر، اسپانيا 100 نفر، انگلستان 71 نفر، پاناما 29 نفر، فرانسه 14 نفر، آلمان 12 نفر، ايتاليان 9 نفر، كاستاريكا 8 نفر و بزريل 8 نفر بوده است.
وي گفت: همچنين ميزان مبتلايان به اين بيماري تاكنون در فلسطين اشغالي 7 نفر، نيوزيلند 7 نفر، كلمبيا 7 نفر، ژاپن 4 نفر، السالوادور 4 نفر، كروه جنوبي 3 نفر، هلند، 3 نفر، گواتمالا 3 نفر، چين 3 نفر، سوئد 3 نفر، نروژ 2 نفر، تايلند 2 نفر، فندلاند 2 نفر و در كشورهاي لهستان، اتريش، دانمارك، هنگ كنگ، ايرلند، پرتغال، آرژانتين، اسراليا، كوبا هر كدام يك نفر به اين بيماري مبتلا شدهاند.
وي گفت: از آنجا كه ويروس عامل جهانگيري وحشتناك سالهاي 1919-1918 و 1977 نيز يكي از انوع (H1N1) بوده است افراد بالاتر از سي و دوساله و به خصوص بالاتر از 90 سالهاي كه طي پاندميهاي مورد اشاره با ويروس مزبور، در تماس بودهاند ممكن است تا حدود زيادي در مقابل ويروس پاندمي جاري مقاوم باشند و لذا مبتلا نشده و يا به شكل خفيف آن مبتلا شوند.
وي افزود: از آنجا كه ويروسH1N1 نوع A عامل جهانگيري وحشتناك سالهاي 1918 -1919و 1977 بوده است. تجربه نشان ميدهد كه افراد بالاتر از 32 سال و به خصوص بالاتر از 90 سالهاي كه طي پاندميهاي قبلي با اين ويروس، در تماس بودهاند ممكن است تا حدود زيادي در مقابل ويروس پاندمي جاري مقاوم باشند و به همين علت مبتلا نشده يا به شكل خفيف آن مبتلا شوند.
وي ادامه داد: اين تجربهاي است كه در گذشته نيز تكرار شده است به طوري كه افراد بالاتر از 60 سالهاي كه جهانگيري سال 1918 را تجربه كردهاند در جهانگيري سال 1977 در مقابل آن مصون بوده و مبتلا نشدهاند. بنابراين در صورتي كه اين برداشت، صحيح باشد بايد در مديريت بحران فعلي، سنين كمتر از 40 ساله را در اولويت قرار دهيم و در نيمكره جنوبي كه شيوع اين بيماري بيشتر است بايد از هماكنون اقدامات مراقبتي شديدتري اعمال شود.
وي گفت: با توجه به اينكه انتشار ويروس در فصل بهار، آغاز شده است احتمال انتشار سريع و وسيع آن طي ماههاي آينده در مقايسه با پاندميهاي قبلي كه در فصل زمستان آغاز شدهاند، بعيد به نظر ميرسد.
وي گفت: آنفلوانزاي خوكي بيماري حاد و شديداً مسري دستگاه تنفس خوكها است كه به وسيله يكي از ويروسهاي آنفلوانزاي نوع A ايجاد ميشود. اين بيماري هر چند با چهره باليني حاد و پر سر و صدايي عارض ميشود ولي طي طغيانهاي گذشته مرگ و مير ناشي از آن در خوكها در حدود يك تا 4 درصد بوده است.
وي اضافه كرد: عامل بيماري از طريق ترشحات تنفسي به طور مستقيم و غيرمستقيم از خوكهايي كه دچار عفونت بدون علامت يا بيماري با علامت هستند به ساير خوكها انتقال مييابد. طغيانهاي بيماري در بين خوكها در سراسر سال حادث ميشود ولي در مناطق معتدله بروز آن در پاييز و زمستان بيشتر از ساير فصول سال است.
وي گفت: در مجموع، بيماري آنفلوانزاي خوكي جزء بيماريهاي شناخته شده اين حيوانات است و حتي در بسياري از كشورها به طور معمول خوكها را عليه آنفلوانزاي خوكي واكسينه ميكنند. ويروس آنفلوانزاي خوكي به نحو شايعي از ساب تايپ H1N1 است ولي بيماري زايي بعضي از ساب تايپهاي ديگر نظير H1N2 ، H3N1 و H3N2 نيز در خوكها به اثبات رسيده است.
حاتمي اضافه كرد: اين حيوانات همچنين ممكن است به ويروس آنفلوانزاي پرندگان، آنفلوانزاي فصلي انساني و بعضي از موجودات ديگر نيز آلوده و دچار بيماري شوند و حتي قبلاً مشخص شده است كه ويروس H3N2 ابتدا از انسان به خوك منتقل شده است و اين پديده شايد به دليل بعضي از تشابههاي ژنتيكي بين انسان و خوك باشد كه در پزشكي نياكان و از جمله در كتاب دوم قانون ابن سينا نيز به وضوح به آن اشاره شده است.
عضو كميته كشوري آنفلوانزا ادامه داد: گاهي ممكن است خوكها دچار عفونت همزمان ناشي از چند نوع ويروس آنفلوانزا بشوند و شرايطي را فراهم كنند كه اين ويروسها به تبادل ژني پرداخته و سرانجام بر اثر جهشهاي احتمالي، منجر به نوپديدي ويروس جديدي شوند. بنابراين ملاحظه ميشود كه ويروسي كه با شرايط حاكم بر بدن خوكها خو گرفته و تطبيق يافته است فقط در خوك ها بيماري زا واقع ميشود.
وي ادامه داد: در طي ساليان گذشته بارها اين نوع ويروسها به انسان نيز منتقل شده و مشكل خاصي به بار نياورده است ولي اين بار ويروس مورد اشاره چنان تغييرات ژنتيكي را متحمل شده است كه داراي قابليت سرايت انسان به انسان هم شده و قادر به ايجاد جهانگيري است.
وي ادامه داد: طغيان آنفلوانزاي خوكي در انسان و موارد تك گير آن گاهي به ندرت اتفاق ميافتد و همچون آنفلوانزاي فصلي انساني با چهره عفونت بدون علامت يا علائم شبه آنفلوانزا و حتي مرگ ناشي از اين بيماري ظاهر ميشود و آن قدر تظاهرات آنفلوانزاي خوكي و انساني به يكديگر شبيه است كه بسياري از موارد آنفلوانزاي خوكي همواره به حساب آنفلوانزاي انساني گذاشته شده يا بدون تشخيص باقي ميمانند. و بنابراين وسعت انتشار واقعي آن در انسان مشخص نيست.
رئيس دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پرشكي شهيد بهشتي اضافه كرد: ر اساس گزارشهاي سازمان جهاني بهداشت طي سالهاي 2005 و 2007 ميلادي نيز وقوع آنفلوانزاي خوكي در انسان در ايالات متحده و اسپانيا به اثبات رسيده است. البته آنفلوآنزاي خوكي در اين حيوانات جزء بيماريهاي قابل گزارش، طبقه بندي نشده است و انتشار جهاني و توزيع جغرافيايي آن در بين حيوانات نقاط مختلف جهان مشخص نيست. تنها مواردي كه در آمريكاي شمالي، آمريكاي جنوبي، اروپا و ازجمله انگلستان، سوئد و ايتاليا، آفريقا و بخشهايي از شرق آسيا و ازجمله چين و ژاپن رخ داده است ثبت شده است.
وي گفت: انسان معمولاً در تماس مستقيم يا غيرمستقيم با خوكها مبتلا ميشود ولي گاهي بدون تماس شناخته شدهاي نيز اين بيماري عارض ميشود و قدر مسلم آن است كه اين گونه ابتلائات همواره در سطح محدودي صورت گرفته و به صورت انفجاري و طغياني و ايجاد همهگيري نبوده است.
وي ادامه داد: اين بيماري در جوامعي كه مصرف گوشت خوك، رايج است از طريق خوردن اين نوع گوشتها و ساير فراوردههاي مربوطه كه به نحو كاملي پخته شده باشد منتقل نميشود. زيرا اين ويروس در مقابل حرارت، بسيار حساس است و بر اثر طبخ غذا و مجاورت با دماي حدود 160 در جه سانتيگراد از بين مي رود.
به گفته وي اغلب انسانها و به ويژه كساني كه تماس منظمي با خوكها نداشتهاند و بدن آنها با ويروس آنفلوانزاي خوكي هرگز در تماس نبوده است در مقابل ابتلاء به بيماري حاصله معمولاً هيچگونه مصونيتي ندارند و احتمال ابتلاء آنها وجود دارد و اينك كه ويروس H1N1 تغييرات ژنتيكي كافي براي انتقال انسان به انسان را متحمل شده است تحت چنين شرايطي قادر به ايجاد جهانگيري است ولي سرعت انتشار و شدت بيماري را هنوز نميتوان به طور دقيقي پيش بيني كرد.
حاتمي درباره واكسن انساني ضد آنفلوآنزاي خوكي توضيح داد: در حال حاضر كه در آغاز فاز پنجم جهانگيري آنفلوآنزاي H1N1 به سر ميبريم واكسني كه عليه اين بيماري در انسان موثر واقع شود وجود ندارد و دقيقاً مشخص نيست كه واكسن آنفلوانزاي فصلي فعلي چقدر در كنترل و پيشگيري از اين بيماري موثر است.
وي اضافه كرد: موردهاي گزارش شده قبلي آنفلوانزاي خوكي در انسان در اغلب موارد نياز به درمان اختصاصي نداشته و خود به خود و به طور كاملي بهبود يافته است. از طرفي داروهاي ضد ويروس آنفلوآنزاي فصلي انساني، شامل آمانتادين، ريمانتادين، اوسلتاميوير و زاناميوير و به ويژه 2 داروي آخر، معمولاً در پيشگيري و درمان آنفلوانزاي فصلي انساني موثر نيست و مشخص شده است كه Oseltamivir و Zanamivir بر ويروس آنفلوآنزاي خوكي كه اخيراً در انسان بيماري زا واقع شده است نيز موثرند ولي اين ويروس نسبت به 2 داروي اول، مقاوم بوده است.
حاتمي گفت: راههاي انتقال اين ويروس نيز شبيه ساير ويروسهاي آنفلوآنزاي انساني است و بنابراين بيشتر از طريق ذرات درشتي (Droplets) كه از طريق عطسه و سرفه و ... تا فاصله حداكثر 180 سانتيمتري و به طور متوسط، يك متري، پرتاب ميشوند از فاصله نزديك، انتقال مييابند. ضمناً تماس با وسايل و سطوح آلوده و ذرات قطرهاي كه اصطلاحا انتقال تنفسي ناميده ميشود نيز امكانپذير است.احتمال انتقال از طريق چشم، ملتحمه و دستگاه گوارش، مشخص نيست ولي همه ترشحات تنفسي و مايعات بدن (مثلاً مدفوع اسهالي) ممكن است عفونت زا باشد.
عضو كميته كشوري آنفلوانزا اضافه كرد: دوره كمون اين بيماري در حدود يك تا 7 روز و با احتمال بيشتري يك تا 4 روز است. بيماري با تب، لرز، سردرد، سرفه، گلودرد، اسهال، كوتاه شدن دامنه تنفس، دردهاي عضلاني، دردهاي مفصلي، خستگي، استفراغ يا اسهال، تظاهر ميكند و بر اساس بررسيهاي انجام شده در نيويورك، 95درصد بيماران، ضوابط ورود به مطالعه يعني تب واضح به اضافه سرفه يا گلودرد را دارا بودهاند.
وي درباره عوارض اين بيماري توضيح داد: در حال حاضر اطلاعات كافي در مورد عوارض اين بيماري وجود ندارد ولي به قرينه سوابق قبلي انتظار ميرود بيماري در محدوده وسيعي از موارد خفيف تا گرفتاري دستگاه تنفس تحتاني، كم آبي بدن يا پنوموني، تظاهر كند و مرگ نيز گاهي ممكن است حادث شود.
وي افزود: در مجموع در شرايط فعلي بايد فرض را بر اين بگذاريم كه عوارض آن شبيه ويروس آنفلوآنزاي فصلي است و ممكن است باعث تشديد بيماريهاي مزمن قبلي، بيماريهاي دستگاه تنفس فوقاني نظير سينوزيت، اتيت مياني و كروپ، پنوموني، برونشيوليت، آسم، ميوكارديت، پريكارديت، ميوزيت، رابدوميوليز، آنسفالوپاتي حاد و آنسفالوپاتي بعد از عفونت، تشنج ناشي از تب، صرع، سندروم شوك توكسيك و پنوموني باكتريال ثانويه همراه با سپسيس يا بدون آن شود.
حاتمي گفت: از آغاز پاندمي آنفلوانزاي خوكي تا به حال به درستي مشخص نشده كه چه گروههايي بيشتر در معرض خطر هستند است ولي ميتوان مشابه آنفلوآنزاي فصلي حدس زد كه كودكان كمتر از 5 ساله، افراد 65 ساله و بالاتر افراد كمتر از 18 سالهاي كه به صورت طولاني مدت، تحت درمان با آسپيرين هستند، زنان باردار، كودكان و بالغاني كه دچار بيماريهاي مزمن ريوي، قلبي ـ عروقي، كبدي، هماتولوژيك، نرولوژيك، عصبي ـ عضلاني و ناخوشيهاي متابوليك. كودكان و بالغاني كه بر اثر مصرف برخي از داروها يا ابتلاء به بعضي از بيماريها دچار نقايص ايمني هستند، ساكنان آسايشگاهها و ساير مراكز مراقبتهاي مزمن بيشتر در معرض خطر هستند.
حاتمي گفت: موارد شديد و كساني كه در معرض عوارض خطير بيماري هستند بايستي تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گيرند و بنابراين نيازي به مراجعه همه بيماران و مراقبت از تمام آنان نيست. در صورت وجود بيماري تبدار حاد يا سندروم شبه سپسيس، گروههاي خاصي نظير شيرخواران، سالمندان و مبتلايان به نقايص ايمني كه ممكن است دچار تظاهرات غيرعادي باشند.
وي گفت: افرادي كه از بيماران نمونهگيري ميكنند لازم است به وسايل و تجهيزات محافظت كننده مجهز باشند. نيازي به انجام آزمايش و اثبات تشخيص بيماري در همه افراد مشكوك به آنفلوآنزاي جديد و به خصوص در موارد خفيف و در ساكنان محدوده همهگيري نيست. البته اين توصيهها از محلي به محل ديگر ممكن است متفاوت باشد.
وي اضافه كرد: لازم است اين گونه موارد را پزشكان به مراكز بهداشت اطلاع دهند تا اقدامات لازم صورت گيرد.
به گفته حاتمي، مدت زمان دفع ويروس مشخص نيست و لذا تا زمان فراهم شدن اطلاعات كافي، اين دوره را ميتوان معادل مدت زمان دفع ويروس آنفلوآنزاي فصلي فرض كرد. اين بيماران از يك روز قبل از شروع علائم تا فروكش علائم ويروس را دفع ميكنند و لذا توصيه شده است آنها را از يك روز قبل از شروع بيماري تا 7 روز بعد از آن عفونتزا فرض كنيم. البته كودكان و به خصوص كودكان سنين پايينتر، تا 10روز بعد از شروع بيماري بايد عفونت زا فرض شوند.
وي گفت: در ماه مارس و اوائل آوريل 2009، مصادف با فروردين ماه 1388 كشور مكزيك همهگيري بيماري تنفسي را متحمل شد كه بعد عامل آن توسط مركز كنترل بيماريها و كشور كانادا به عنوان يك ويروس نوپديد، شناسايي و اعلام شد و تشابه ژنتيك ويروس جدا شده از بيماران آمريكايي نيز با ويروس مكزيكي، بعداً به اثبات رسيد.
وي اضافه كرد: سازمان جهاني بهداشت در تاريخ 29 آوريل، فاز پنجم پاندمي را اعلام كرد و اين اقدام زماني صورت گرفت كه انتقال انسان به انسان ويروس حداقل در 2 كشور از يكي از مناطق تحت طبقهبندي آن سازمان، به وقوع پيوست.
حاتمي افزود: از هفدهم آوريل 2009 كه مراقبت آنفلوآنزا تشديد يافت گزارش موارد مشكوك به آنفلوآنزا و به موازات آن موارد بستري در بيمارستانها به سرعت افزايش يافت. در تاريخ پنجم ماه مي، تعريف موارد مشكوك و قطعي صورت گرفت و مقرر شد بيماراني كه دچار تب، سرفه يا گلودرد هستند به عنوان موارد مشكوك و كساني كه علاوه بر علائم باليني، داراي آزمون مثبت RT-PCR يا كشت مثبت هستند به عنوان موارد قطعي تلقي شوند و بر اساس اين تعاريف، تا تاريخ پنجم ماه مي 2009 (15/2/1387) تعداد 11932 مورد مشكوك و 949 مورد قطعي همراه با 42 مورد مرگ از كشور مكزيك، گزارش شد و ارقام و اعداد مندرج در اين گزارش، نشان دهنده وضعيت اپيدمي اين بيماري تا آن تاريخ است.
وي ادامه داد: موارد قطعي بيماري در 27 استان از 31 استان مكزيك به اثبات رسيده است و جالب توجه است كه توزيع سني اين بيماران، شبيه بيماران آمريكايي بوده است.
وي گفت: تا اين تاريخ دولت مكزيك، تدابيري را به منظور كاهش سرعت انتشار ويروس و كاهش مرگ ناشي از بيماري به كار برده كه برخي از آنها عبارتند از: تعطيلي مدارس، ممنوعيت تجمعهاي بزرگ، توزيع كافي Oseltamivir در تمام مراكز بهداشتي ـ درماني، تأليف و انتشار ويژهنامه و راهنماي باليني بيماري و برگزاري دورههاي آموزشي براي دست اندر كاران امور بهداشت و درمان آن كشور.
وي افزود: موارد قطعي بيماري علاوه بر قاره آمريكا در آسيا (هنگ كنگ و كره)، منطقه اقيانوس آرام (نيوزلند)، خاور ميانه ( فلسطين اشغالي)، اروپا ، آمريكاي مركزي و جنوبي (السالوادور، كاستاريكا، كلمبيا و گواته مالا). نيز به اثبات رسيده است.
وي اضافه كرد: اطلاعات حاصل از مراقبت اوليه همهگيري آنفلوآنزاي جديد، حاكي از آن است كه ويروس H1N1 داراي قابليت انتشار سريع در بين كشورهاي مختلف بوده و هرچند در مجموع، خود محدود شونده و بدون عارضه بوده ولي تعداد كمي از موارد شديد و مرگ ناشي از آن نيز در كودكان و جوانان سالمي كه فاقد زمينه خاصي بودهاند، حادث شده است و برخي از ويژگيهاي آن با آنفلوآنزاي فصلي رايج تفاوت داشته است، به طوري كه درصد بيماراني كه نياز به بستري شدن داشتهاند بيشتر بوده، توزيع سني موارد بستري در بيمارستانها شباهتي به آنفلوآنزاي فصلي نداشته است. زيرا آنفلوآنزاي فصلي، معمولاً باعث بستري شدن كودكان كمتر از 2 ساله و افراد سالخورده 60 ساله و بالاتر و كساني كه دچار بيماريهاي مزمن هستند ميشود و حال آنكه محدوده سني بيماران بستري شده در بيمارستانهاي مكزيك و ايالات متحده در حدود 44-30 سالگي بوده است.
انتهاي پيام/ش
|
|
|